سلام...
دیروز تولد آلبالوی عمه... آقا محمد خان بود... اولین نوه ی خاندان...
دیدم انگار خیلی دوستان متأهل شدن سرشون شلوغ شده... خودم اومدم یه قسمتی از پستی که توی وبلاگ خودم بود رو براش اینجا بذارم با تعدادی عکس...
جیگر آلبالوی عمه که با دنیا دنیا عوضش نمی کنم!

بالا بری پایین بیای باید بزرگ بشی... آخه باید گنجایش قلبت زیاد بشه... باید یاد بگیری قهر کنی... آشتی بشی... خوب باشی... بد بشی... نه نه... تو نباید بد بشی... آخه تو یه فرشته ای... از پیش خدا اومدی... خوشگل می خندی... من دوستت دارم... باید یاد بگیری دعوا کنی... بزنی سر پسر همسایه تون رو بشکنی... گریه کنه... بخندی... باید یاد بگیری کتک بخوری... گریه کنی... بری تو بغل مامانت... باید بری سر کوچه بایستی سیگار بکشی... یه زنجیر بگیری تو دستت بچرخونی ش... با لات و لوت ها محل دوست بشی... معتاد بشی...
باید یاد بگیری از بین این جمله ها دوست داشتنی تر تر تر ترهاش رو انتخاب کنی... فکر کنی که راه زندگی ت چیه...؟! بهش نرسی...! باید سعی کنی از بین خوب و بد های زندگی خوب تر تر تر ترهاش رو انتخاب کنی... طرف بد هاش نری... اما نشه...
باید بفهمی که زندگی تلخ و شیرینه... تو الآن شیرینشی... من هم شیرینم... مامان هم شیرینه... اما اگه یه روز من نباشم دیگه شیرین نیستم... اما هستم... انقد تو قلبم عشق هست که هر جا باشم برای خودم شیرین باشم... اما تو که نمی بینی حالم رو... تو می خوای کنارت باشم... پس برای تو تلخه....!
اما یاد بگیر... تو شیرینش کن... دلت رو بزرگ کن... خیلی هم مهم نیست چند سالته... الآن یه سالته... بیست سال دیگه بیست و یه سال... قلبت الآن صد سالشه... بیست سال دیگه...
نذار قلبت کوچیک بشه... وقتی به آسمون فکر می کنی به زمین هم فکر کن... یادت باشه که سهم تو از دنیا زمین و آسمونه... حالا روی زمینی... یه روزی هم توی آسمون... یادت باشه... این دل آدماست که بزرگشون می کنه... این عشق آدماست که بهشون زندگی میده... پس تو هم زندگی کن... زنده باش...
شیرین ترین آلبالوی دنیا... محمد کوچولوی عمه... تولدت مبارک... دوستت دارم...!
ادامه مطلب







من و عضو خارجکی خاندان:
در نظری اعلام رنجش خفیف کردند و در خفا گفتند اگه بخش شعر اضافه نشه وبلاگو... => بخش شعر می افزاییم و تمام و کمال تقدیمش می کنیم به گندم عزیز تر از جان!


اما قبلش باید اسم مجله مشخص بشه پس تا
نظراتتون رو بگید تا تاریخ شروع رو مشخص کنیم.

و سالی بنده خدا به همه فامیل اس ام اس داد و ایمیل همه رو گرفتیم.
و وبلاگ فیلتر شد
و دوباره یه وبلاگ دیگه و دوباره یه دعوتنامه واسه همه.
. که البته کار آسونی نیست اما هم وبلاگ پر بارتر می شه؛ هم فعالیتهامون مثه روز اول!!!
)


خداییش تلاشم این بود که منحصر به فردترین عکسا رو پیدا کنیم 


واقعیه
رو بنویسین